ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

255

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

به جود وعنايات خداوندى است . خداوند متعال در گفته خود به همين معنى اشاره فرموده است كه : يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ « 12 » . آنچه كه در حقيقت نعمت خداست نمىتواند اداى نعمت خدا ويا سپاس آن باشد هر چند در عرف بر همين معنى اداى نعمت گفته شده است ، زيرا آنچه كه مفهوم متعارف حق در ميان مردم مىباشد لازمه‌اش وجوب جزا واداى شكر نعمت است تا در انجام آن از روى رغبت وميل شتاب كنند ومنظور از انجام تكاليف خداوندى حاصل شود به اين دليل كه اگر معتقد نباشد كه عبادت حقّى است از جانب خداوند ، بلكه آن را فقط نفع خالص براي خود بدانند نهايت كوشش را بكار نمىبرند زيرا فايدهء عبادت آن چنان كه هست براي مردم روشن نيست ، بسيار كم هستند افرادى كه به امرى همت گمارند كه نتيجة ومنفعتش براي آنها روشن نباشد خصوصا كه انجام آن مشقت وسختى فراوانى هم داشته باشد مگر به جبر انگيزه‌اى از خارج آنها را به كار وا دارد . ( 1039 - 1031 ) فرموده است : لا يدركه بعد الهمم ولا يناله غوص الفطن نسبت دادن غوص به فطن در اينجا بر سبيل استعاره است ، زيرا حقيقة غوص در رابطه با آب به حيوان نسبت داده مىشود واين استعاره از باب تشبيه معقولات است به محسوس كه در اين جا آب است ، جهت استعاره اين است كه صفات جلال وكمال خداوند در نامتناهى بودن ودر دست نيافتن بر حقايق وعمق آنها به درياى عظيمى شبيه است كه شناگر به ساحل آن دست نمىيابد وغوّاص به جايگاه استوارى منتهى نمىشود . وچون شناگرى در اين دريا وفرو

--> ( 12 ) سورهء حجرات ( 49 ) : آيهء ( 17 ) ، ( اى پيامبر ) آنها بر تو منّت مىگذارند كه مسلمان شده‌اند ، بگو اسلام خود را بر من منّت نگذاريد ، بلكه خداوند است كه بر شما منّت دارد كه به ايمان هدايتتان كرد اگر صادق هستيد .